حکایتهای مدیریتی - شماره 3
اواسط سال ۱۹۷۰. استفن هاوکینگ که با وجود بیماری فلج تذژریجی -خودش را برای تگمیل تز دکترایش آماده میکرد،شنید که پزشکی گفت فقط دوسال دیگر زنده خواهد ماند . فکر کرد <<خوب،دیگر لازم نیست به مسایلی مثل بازنشستگی وپرداخت صورتحسابها فکر کنم ،پس می توانم سعی کنم کیهان را بفهمم >>
بیماری به سرعت پیش می رفت ومجبور شد که فرمولهای ساده ای اختراع کند تا در کمترین زمان ممکن ،تمام افکارش را خلاصه کند .
دوسال ونیم گذشت ،بیست سال گذشت وهاوکینگ هنوز زنده است . می تواند افکار انتزاعی اش را باکامپیوتری نصب شده بر صندلی چرخدارش ،منتقل کند واین کامپیوتر فقط ۵۰کلمه دارد . او کتاب کالاسیک <<تاریخ کوتاه زمان >>را نوشت وتاثیرعمیقی بر فیزیک مدرن گذاشت . بیماری به جای این که او را بی فایده کند . باعث شد مفاهیم وشیوه های استدلالی جدیدی را کشف کند .
-----------------------------------------------------------------
نکته مدیریتی حکایت :
-
سعی کنید برای کارهای خود وسازمانتان موعدهای مشخص تعیین کنید وخود ودیگران را متعهد کنید تتادر زمان های "مرگ از پیش اعلام شده " کارهای مربوطه انجام شده باشد :یکی از تکنیکهای مدیریت زمان .
-
با تمرکز (در یک زمان ،یک کار )می توانید به نتایج شگفت انگیزی دست یابید.
-
با نگاه مثبت اندیشی وتفکر استراتژیک ،سعی کنید از هر پدیده واتفاق خوشایند یا ناگوار دور وبرتان ، به بهترین شکل استفاده کنید.